خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : انصاريان )
4
نهج البلاغة ( فارسى )
و اضدادى مخالف يكديگر ، و اخلاطى متفاوت با هم ، از گرمى و سردى و رطوبت و خشكى و ناخوشى و خوشى . از فرشتگان خواست به اداى امانتى كه نزد آنان داشت ، و وفا به عهدى كه به آنان سفارش كرده بود در انجام سجده بر آدم و فروتنى براى اكرام به او اقدام نمايند ، در آن وقت به فرشتگان گفت : « بر آدم سجده كنيد . همگان سجده كردند جز ابليس » كه غرور و تكبّر او را گرفت ، و بدبختى بر او چيره شد ، و به آفريده شدنش از آتش احساس عزّت و برترى كرد ، و به وجود آمده از خاك خشكيده را پست و بىمقدار شمرد . خداوند هم او را براى مستحق شدنش به خشم خود ، و به كمال رساندن آزمايش ، و به انجام رسيدن وعدهاش مهلت داد ، به او گفت : « تو از كسانى هستى كه تا وقت معين مهلت در اختيار آنان است » . آنگاه آدم را در سرايى كه عيشش بىزحمت در اختيار بود ، ساكن كرد ، و جايگاهش را به امنيت آراست ، و او را از ابليس و دشمنى او ترساند . اما دشمنش به جايگاه زيباى او و همنشينىاش با نيكان رشك برد ، و او را بفريفت . آدم ( به وسوسهء دشمن ) يقين را به ترديد ، و عزم محكم را به دو دلى ، و شادى را به ترس ، جابجا كرد ، و ندامت را به خاطر فريب خوردن به جان خريد . آنگاه خداوند سبحان در توبه را به رويش گشود ، و كلمهء رحمت را به او تلقين كرد ، و بازگشت به بهشت را به او وعده داد ، سپس او را به اين دنيا كه محل آزمايش و ازدياد نسل است فرود آورد . گزينش پيامبران خداوند سبحان پيامبرانى از فرزندان آدم برگزيد ، كه در برنامهء وحى ، و امانتدارى در ابلاغ رسالت از آنان پيمان گرفت ، آن زمان كه اكثر انسانها ، عهد خدا را به امور باطل تبديل نموده ، و به حقّ او جهل ورزيدند ، و براى او از بتان همتا گرفتند ، و شياطين آنان را از معرفت به خداوند باز داشتند ، و رابطهء بندگى ايشان را با حق بريدند . پس خداوند رسولانش را برانگيخت ، و پيامبرانش را به دنبال هم به سوى آنان گسيل داشت ، تا اداى عهد فطرت الهى را از مردم بخواهند ، و نعمتهاى فراموش شدهء او را به يادشان آرند ، و با ارائهء دلايل بر آنان اتمام حجّت كنند ، و نيروهاى پنهان عقول آنان را برانگيزانند ، و نشانههاى الهى را به آنان بنمايانند : از اين بلند آسمان كه بالاى سرشان افراشته ،